|
پنج شنبه 24 مرداد 1392برچسب:, :: 19:38 :: نويسنده : باران
مامانم : افطار چی میخوری ؟ من : مدرسان شریف مامانم : چی ؟ من : مدرسان شریف مامانم : کجا ؟ من : مدرسان شریف بعد ۲ساعت میگم افطار چی درس میکنی مامان ؟
مامانم : بیست و نه دوتا شیش!!! نظرات شما عزیزان:
سلام
دلم خیلی گرفته،،یه جورایی داغونم!از اون روزامه که دلم میخاد با یه غریبه حرف بزنم و فقط حرفامو بشنوه،تو میشنوی؟میشه ی شونه برا گریه هام نه ولی یه گوش باشی واسه حرفام؟اه نمیدونم چرا نمیتونم برات پیام شخصی بفرسم شایدم اونایی که تست کردمو خوندیو محل ندادی،گفتی ب من چه،من چه میشناسم اینو!ولی بدون گاهی گوش بودن برا کسی که نمیشناسی خیلی بهتره تا اینکه بفهمی اون انقد داغونه که مرگش آرزوشه.اگه دوس داشی و وقت داری من تو این شبکه های ایرانیم.لینکشو برات میزارم )WWW.BAZAREI.COM )راسش نمیدونم چرا ولی کاش الان دم دست بودیو میشد باهت حرفید.ناامیدم نکن! ![]() ![]()
![]() |